RSS

Author Archives: freenasrinsotoudeh

خبر فوری: کاظمینی بروجردی را برای اجرای حکم اعدام به انفرادی منتقل کردند کمیته…

‫خبر فوری: کاظمینی بروجردی را برای اجرای حکم اعدام به انفرادی منتقل کردند

کمیته بین‌المللی علیه اعدام – نماینده کاظمینی بروجردی در خارج کشور امروز خبر داد که ساعاتی پیش او را برای اجرای حکم اعدام برده‌اند. گفته‌شده است که او چند روز قبل از طرف دادگاه روحانیت به اعدام تهدید شده است.‬


Timeline Photos
ترفند هایی که حسن روحانی از اربابان انگلیسی خود آموخته است!

خبر فوری: کاظمینی بروجردی را برای اجرای حکم اعدام به انفرادی منتقل کردند

کمیته بین‌المللی علیه اعدام – نماینده کاظمینی بروجردی در خارج کشور امروز خبر داد که ساعاتی پیش او را برای اجرای حکم اعدام برده‌اند. گفته‌شده است که او چند روز قبل از طرف دادگاه روحانیت به اعدام تهدید شده است.

http://j.mp/1sNB6ES

فعالانی که جهت دفاع از روحانی حقوق میگیرند، می‌گویند اعدام‌ها به دولت ربطی‌ ندارد!

حال می‌خواهیم در مورد چند ترفند که اربابان روحانی به او آموزش داده اند بنویسیم. آیا می‌خواهیم در مورد قوانین مصوب همان حکومت اسلامی که او را به عنوان رئیس جمهور مسؤول و ناظر بر سه قوه شناخته است بنویسیم؟ یا کمی‌ از قوانین نا نوشته صحبت کنیم …

آیا می‌خواهیم در مورد وعده‌های دروغ او پیش از انتخابات که گفته بود: " کاری می‌کنم که همه زندانی‌ها آزاد شوند" برایتان بگوییم که اکنون نه دختران امنیت دارند و نه زندانیان آزاد شدند، بلکه دختران هم مورد مورد ضرب و شتم قرار گرفتند، به مادر دختری که بدليل دفاع از خود در مقابل تجاوز زندانیست گفته‌اند: «فردا می‌توانی جنازه دخترت را تحویل بگیری»، سازندگان ویدیوی “هپی” به ۹۱ ضربه شلاق و از شش ماه تا یکسال حبس تعلیقی محکوم شدند، غنچه قوامی که در بازداشت کوتاه مدتش به سيلی زده شده و بر روی زمين کشيده شده بود و آثار کبودی بر بدن او مشهود بوده است اکنون جرمش «تبلیغ علیه نظام» اعلام شد، …

آیا می‌خواهیم پاسخ‌های روحانی را مرور کنیم که در مورد جوانانی که به ۹۱ ضربه شلاق محکوم شدند گفت: "بازداشت چند جوان در ایران مساله مهمی نیست"

یا پرسش یکی‌ از حضار که از روحانی در نیو یورک پرسیده بود: شما در مراسم شام پارسال گفتید همه ایرانیها بیایند ایران. غنچه قوامی آمد و دستگیر شد و رئیس دولت "تدبیر و امید" پاسخ داده بود: امسال هم بیایید شام!

یا آنجا که گفت گمان نمیکنم که کسی بخاطر ژورنالیست بودن بازداشت و یا زندانی بشود!!

خیر اینبار می‌خواهیم در مورد یک قانون نا نوشته برایتان بگوییم، قانونی‌ که می‌گوید هرگاه دروغ‌های رئیس دولت افشا شد، هرگاه بی‌ کفایتی دولت در سیاست داخلی‌ و یا سیاست خارجی‌ آشکار شد، جهت انحراف افکار عمومی‌ و همچنین ایجاد جو رعب و وحشت ، عده‌ای به اعدام تهدید ششده، عده‌ای دیگر به شلاق و زندان ، ….

می‌توان با اطمینان گفت امسال سفر تبلیغاتی روحانی با شکست مواجه شد چرا که در سازمان ملل دیگر معدود کشور هایی برای شنیدن سخنان فریبکارانه او حضور پیدا کردند، و این بار حتی اصول اولیهٔ سخنرانی‌ هم رعایت نشده بود و رنگ و بوی نژاد پرستی‌ به خود گرفته بود.

این بار به اندازه سال پیش نه مطبوعات غربی به دنبال این بودند که آیا اوباما و روحانی ملاقات می‌کنند یا دست می‌دهند یا چیز دیگر. نه ایرانیان در فضای مجازی!

همچنین نشست وزاری خارجه 1+5 با جمهوری اسلامی در باره هسته ای به دلیل فقدان پیشرفت در روند مذاکرات لغو شد!

این در حالی‌ است که دور جدید مذاکرات هسته‌ای در حالی آغاز شده بود که تنها دو ماه تا پایان ضرب الاجل تعیین شده یعنی ۲۴ ماه نوامبر، برای رسیدن به توافق جامع بر سر برنامه هسته‌ای ایران فرصت باقی مانده است.

و همچنین بسیاری از دروغ‌های آشکار حسن روحانی که توسط معدود روزنامه نگران مستقل و فعالان سیاسی افشا شد

همگی‌ این موضوعات خوراک مناسبی برای بحث در فضای مجازی حول محور بی‌ کفایتی دولت روحانی و نظام اسلامی بود!

اما ناگهان قوه قضایه به کمک دولت شتافت و با اعلام چند حکم قرون وسطایی از جمله تهدید به اعدام ریحانه جباری و آیت‌الله بروجردی ، ۹۱ ضربه شلاق برای سازندگان ویدیو هپی، و اعلام اتهام «تبلیغ علیه نظام» برای غنچه قوامی، … جایی برای نفس کشیدن و بحث در مورد دست آورد سفر روحانی باقی‌ نگذاشت!
ملتی هم که درگیر نجات دادن جان عزیزان خود از چوبه دار باشد، آیا وقتی‌ باقی‌ خواهد ماند که در مورد عملکرد دولت بحث نماید؟ داستان "خردل و سگ" چرچیل را به یاد دارید؟

و جالب اینجاست که فعالان شناخته شده فیس‌بوکی که سابقه لابی گری آنها برای حکومت بر کسی‌ پوشیده نیست، و همانها که چند ماه پیش به دست‌اندرکاران " کمپین جلوگیری از اعدام ریحانه" ایراد میگرفتند که هیاهوی رسانه‌ای راه انداخته اند و باید به فکر مقتول باشند و ملاحظه خانواده کارمند وزارت اطلاعاتی‌ که قصد تجاوز به یک دختر را داشته بکنند، و خواهان لغو اعدام نشوند!

اما اینبار مصلحت نظام ایجاب میکرد، که با هیاهوی رسانه‌‌ای با یک تیر چند نشان بزنند: هم تلاش برای نجات ریحانه را جایگزین بحث پیرامون سفر روحانی و عدم دست آوردش نمایند، هم روزنامه نگاران و فعالان وابسته که با زیر سوال رفتن روحانی ، خودشان و فعالیت‌هایشان در کمپین انتخاباتی روحانی ، نیز نزد افکار عمومی‌ به زیر سوال میرفت، با یک ژست حقوق بشری ، خود را تطهیر نمودند، تا برای ماله کشی‌‌های بعدی آماده باشند! و از طرفی‌ با ایجاد فضای رعب و وحشت، بسیاری از مردم را از بحث سیاسی دور می‌نمایند!

البته پر واضح است که بسیاری از هموطنان عزیز، روحشان از زد و بند‌های پشت پرده و ترفند‌های مقامات جمهوری اسلامی، بی‌ خبر است و صرفاً از روی انسان‌دوستی و دلسوزانه خواهان لغو اعدام ریحانه شدند.

یکی‌ دیگر از تاک تیک‌های نخ نما برای موجه جلوه دادن دولت که از زمان خاتمی بسیار مورد استفاده قرار گرفته است، حمله‌های ظاهری چهره‌های خشن، کریه و بی‌ آبرو به مسئولینی است که اکنون وظیفه خطیر لبخند زدن به دوش آنها گذشته شد. (در آینده در رابطه با این تاکتیک بیشتر توضیح خواهیم داد)

اواخر مرداد ماه گذشته دکتر ملکی‌ فعال حقوق بشر، نویسنده و اولین رئیس دانشگاه تهران بعد از سال ۱۳۵۷ با انتشار یاداشتی تحت عنوان "مار، کبوتر نمی‌زاید؛ ریشه مشکلات کجاست؟" نوشت:

چه می شد، آنها که آگاهانه یا نا آگاهانه با فراموش کردن تجربه های گذشته و علیرغم هشدار دلسوزان دوباره به صندوقهای رأی دل بستند و به کسی که در تمام این ۳۵ سال یکی از عوامل حکومت بود، رأی دادند و پندارگرایانه فکر می کردند روحانی با دیگران تفاوت دارد و به وعده های خود عمل می کند، می اندیشیدند که ریشه اصلی مشکلات از کجاست؟ پس از گذشت یک سال وضع نه تنها بهتر که روز به روز بدتر می شود. از حقوق بشر و وعده های داده شده خبری نیست، زندانها مملو از روزنامه نگاران و دانشجویان دگراندیش است، اعدام ها به وضع وحشتناکی افزایش یافته، رفتار با زندانیان سیاسی بد و بدتر شده، حادثهٔ کم سابقهٔ حمله به بند ۳۵۰ در این دوران اتفاق افتاده و با همهٔ وعده-ها، عاملین این جنایت نه تنها تنبیه نشدند بلکه روز به روز به فشار بر زندانیان بی گناه می افزایند. اثر دخالت ها در عراق و سوریه به نتایج وحشتناکی رسیده و حوادث مرگبار دیگر که مردم ما شاهد آن بودند از جمله به سخره گرفتن حقوق بشر از سوی مقامات عالی کشور، به بازی گرفتن قوانین خودساخته و محکومیت های طولانی مدّت و در این اواخر محکومیت استادان و حمله و هجوم به منزل دکتر رفیعی و اهانت به همسر و دختر ایشان که اینها همه در زمان ریاست جمهوریِ کسی صورت گرفته که وعده ی استقلال دانشگاهها را داده بود. چه می‌شد اگر آن‌ها که به وعده‌های روحانی امید بسته بودند، دست به اعتراض می زدند؟

چه می شد، اگر جناب رئیس جمهور در برابر حکم های بدون حساب و سنگین قضات دادگاه ها به عنوان مسؤول و ناظر بر سه قوه یکبار به این گستاخی قضات و اعمال خلاف و ضد حقوق بشری مأمورین وزارت اطّلاعات و اطّلاعات سپاه و دیگر اطّلاعاتی ها که سرنوشت مردم را در دست گرفته اند اعتراض می کرد و از حق مظلومین دفاع می نمود؟

لطفا این مقاله دکتر ملکی‌ را اگر نخوانده اید، به لینک زیر مراجعه نمائید:

http://j.mp/1qWT1Se

 
Leave a comment

Posted by on October 1, 2014 in Uncategorized

 

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

اتهام غنچه قوامی «تبلیغ علیه نظام» اعلام شد

‫اتهام غنچه قوامی «تبلیغ علیه نظام» اعلام شد‬


Timeline Photos
اتهام غنچه قوامی «تبلیغ علیه نظام» اعلام شد

غنچه قوامی، یکی از زنان خواهان ورود به ورزشگاه‌ها برای تماشای بازی والیبال که تیرماه سال جاری بازداشت شده به «تبلیغ علیه نظام» متهم شده است.

محمود علیزاده طباطبایی روز یکشنبه ششم مهرماه به ایسنا گفت که به تازگی با صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست، پرونده موکلش به شعبه اول دادگاه انقلاب فرستاده شده است.

غنچه قوامی در آخرین پست فیسبوک خود نوشته بود : "… رفع ممنوعيت ورود زنان به ورزشگاه ابتدايی ترين و كم هزينه ترين اقداميست كه دولت روحانی در حوزه زنان می تواند انجام دهد" !

یکی از حضار از روحانی در نیو یورک پرسیده بود: شما در مراسم شام پارسال گفتید همه ایرانیها بیایند ایران. غنچه قوامی آمد و دستگیر شد.

رئیس دولت "تدبیر و امید" پاسخ داده بود: امسال هم بیایید شام!

همچنین روحانی روز چهارشنبه گذشته ۲ مهر در جلسه‌ای در بنیاد "امریکای نو" در پاسخ به سوال "فرید زکریا"، گرداننده‌ی جلسه در خصوص حکم «زندان و شلاق» صادرشده برای تعدادی از جوانان سازنده‌ی یک موزیک‌ویدئوی "بی‌ضرر" برای آهنگ "خوشحال" (Happy) : بازداشت چند جوان در ایران مساله مهمی نیست!

«ما خیلی مشکلات در جهان داریم تا بخواهیم درباره‌ی بازخواست چند نفر که یک مساله‌ی "عادی" است صحبت کنیم.»

غلامحسین محسنی ا‌ژ‌ه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی ، نیز پیش از این گفته بود که بازداشت غنچه قوامی ربطی به ورزش ندارد!

او روز دوشنبه ۳۱ شهریورماه در نشست خبری خود گفت: "برخلاف تبلیغاتی که در این زمینه صورت گرفت پرونده ایشان ربطی به موضوع ورزش ندارد."

محمد خاتمی هم در روز‌های اخیر گفته است: ما در انتخابات شرکت نکرديم که دوستان ما روی کار بيايند بلکه نظر ما اين بود که روال ها و رويکردهای نادرست اصلاح شود و بحمدالله دولت و رييس جمهوری داريم که رويکرد خوبی دارد.

«غنچه قوامی تهدید شده به زندان قرچک فرستاده خواهد شد»

عفو بين الملل در بيانيه ای دراينباره آورده است که خانم قوامی پس از آزادی (پس از بازداشت موقت) به يکی از دوستان خود گفته بود که در بازداشت کوتاه مدتش به سيلی زده شده و بر روی زمين کشيده شده بود و آثار کبودی بر بدن او مشهود بوده است.

در تصویر: رامين مهمانپرست سخنگوی سابق وزارت خارجه در دولت احمدی نژاد و سفير فعلی جمهوری اسلامی در لهستان و همسرش در حال تماشای مسابقه واليبال!

غنچه قوامی ۲۷ خرداد ۱۳۹۳ در صفحه فیسبوک خود نوشته بود:

تهديد مي كنند : " هوا كه تاريك بشه، جمعتون مي كنيم." مي گويند كه نيرو براي حفظ امنيت ما در داخل ورزشگاه ندارند، در حاليكه به تعداد ما مامور براي تهديد و ارعاب آورده اند. مي گوييم ورود زنان به ورزشگاه هيچگونه منع قانوني و شرعي ندارد. مي گويند "دستور" است و مثل هميشه مامورند و معذور. سرهنگ عرب سرخي مي گويد: " گوشتون رو عين موش مي گيرم و پرتتون مي كنم توي ون". نماينده معاونت زنان رياست جمهوري به حمايت از تجمع كنندگان آمده است و وعده برگزاري جلسه با حضور معترضين و سردار ساجدي و استاندار و … مي دهد. رفع ممنوعيت ورود زنان به ورزشگاه ابتدايي ترين و كم هزينه ترين اقداميست كه دولت روحاني در حوزه زنان مي تواند انجام دهد. وزير ورزش مسابقه قبلي را به طور سمبليك با خانواده خود در ورزشگاه به تماشا نشسته است، كه نشان دهد از ورود زنان حمايت مي كند. يك سال گذشته و اين حمايت ها راه به جايي نبرده است. حتي براي تماشاي مسابقات واليبال و بسكتبال كه تا دو سال پيش براي زنان مجاز بود. كار كار خودمان است، بايد جمع شويم و آنقدر پشت در ها بايستيم تا مجوز حضورمان صادر شود.

http://goo.gl/6KWCHQ

ژیلا بنی‌ یعقوب نیز نوشته بود:

چرا جمهوری اسلامی به جامعهٔ بین‌المللی تعهد میدهد اما به تعهدات خود عمل نمیکند؟

http://goo.gl/tYqZZ0

 
Leave a comment

Posted by on October 1, 2014 in Uncategorized

 

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

اگر روزنامه نگار زندانی نداریم، چرا روحانی در تبلیغات انتخاباتی وعده آزادی آنها…

‫اگر روزنامه نگار زندانی نداریم، چرا روحانی در تبلیغات انتخاباتی وعده آزادی آنها را داد؟‬


Timeline Photos
اگر روزنامه نگار زندانی نداریم، چرا روحانی در تبلیغات انتخاباتی وعده آزادی آنها را داد؟

وقتی حسن روحانی ، همان فردی كه از ابتدای تبلیغات انتخاباتی اش یکی از شعارهای مهم و عمده خود را تشكيل “دولت راستگویان”بیان کرد و یکی از محوری ترین شعارهای انتخاباتی اش آزادی روزنامه نگاران و زندانیان سیاسی بود، در دوربین زُل می زند و در مورد روزنامه نگاران اسير آشکارا به مردم دروغ می گوید چه تضمینی وجود دارد در مورد اهداف برنامه هسته ای دروغ نگوید و براستی انرژی هسته ای را جهت تامين بیست هزار مگاوات «برق» می خواهند؟

مجددا سوال خود را تكرار ميكنيم : اگر واقعاً حکومت مذهبی‌ ایران اینقدر دلسوز شده است که «دلواپس» تامین برق مصرفی شهروندان ایرانی‌ است، چرا به «نیاز» های دیگر شهروندان از جمله «آب» که برای حیات بشر بسیار بسیار حیاتی تر از برق است اهمیت نمیدهد؟ چرا کوچکترین ارزشی برای محیط زیست قائل نیست؟ گناه کم آبی را نیاندازید گردن خشکسالی، مقصر اصلی همه دولتهایی اند که بعد از جنگ اداره کشور را بر عهده گرفتند!

حسن روحانی که خود را حقوق دان و اهل گفتگو معرفی‌ کرده، باید بتواند به سوال عبدالله رمضان زاده پس از ۸ سال پاسخ دهد که در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۸۵ پرسیده بود:

" در همه كشورها برای اعتمادسازی اول نيروگاه می سازند، بعد غنی سازی می كنند. دنیا از ما سوال مي‌كنند كه وقتی شما نمی توانيد نيروگاه بسازيد غنی سازی را برای چه می خواهيد. تنها دو كشور راهی جز اين رفتند و بدون اينكه نيروگاه بسازند بدنبال غنی سازی رفتند يكی ليبی و ديگر كره شمالی كه ملت خود را به فلاكت انداختند. "

وقتی‌ دولت بنفش «دلواپس» برق شهروندان میشود!

روحانی در نیو یورک گفته در ایران «نیاز ما» ( به تعداد سانتریفوژها) توسط دولت و مجلس تعیین می شود و مجلس مصوب کرده که در آینده باید بیست هزار مگاوات «برق» از طریق انرژی هسته ای تولید شود. روحانی تاکید کرد که "مبنا نیاز است نه اینکه یک عددی را من بگویم یا طرف مقابل."

مگر حسن روحانی برای فریب افکار عمومی‌ قبل از انتخابات نگفته بود «بهتر است در این مملکت سانتریفیوژ بچرخد ولی زندگی مردم هم باید بچرخد»؟

مگر بیزاری مردم از احمدی‌نژاد به خاطر پا فشاری او بر انرژی هسته‌ای نبود؟

آیا اگر مصوبات و نظر مجلس تا این اندازه مهم و لازم الاجرا است، پس چرا زمانی‌ که نمایندگان مجلس اواخر مرداد ماه گذشته از روحانی خواستند تا در خصوص مدرک تحصیلی‌ و «حقوق و امتیازاتی که با استفاده از عنوان دکتر» استفاده نموده توضیح دهد، در مجلس حضور نیافت و به جای پاسخگویی پا به فرار گذاشت؟

حسن روحانی که خود را حقوق دان و اهل گفتگو معرفی‌ کرده، باید بتواند به سوال عبدالله رمضان زاده پس از ۸ سال پاسخ دهد که در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۸۵ پرسیده بود:

" در همه كشورها برای اعتمادسازی اول نيروگاه می سازند، بعد غنی سازی می كنند. دنیا از ما سوال مي‌كنند كه وقتی شما نمی توانيد نيروگاه بسازيد غنی سازی را برای چه می خواهيد. تنها دو كشور راهی جز اين رفتند و بدون اينكه نيروگاه بسازند بدنبال غنی سازی رفتند يكی ليبی و ديگر كره شمالی كه ملت خود را به فلاكت انداختند. "

آیا در کشوری که دولتش به زندانیان سیاسی دربندش ناجوانمردانه حمله وحشیانه می‌کند، به دراویش که جزو صلح طلب‌ترین شهروندان ایران هستند دولت "تدبیر و امید" مورد حمله خونبار قرار میدهد، مشاور وزیر دولتش تجاوز ناظم مدرسه را با رضایت کودکان می‌داند و می‌گوید یک «کشش دو طرفه» وجود داشته است، به دختری که صرفاً میخواسته مسابقه والیبال تیم ملی‌ را تماشا کند، را با کتک مفصل کبود و روی زمین میکشد و در زندان انفرادی محبوس می‌کند، …
در حالی‌ مردم در ایران در صف دریافت کالا زیر دست و پا می‌میرند، اما دولت پول آنها را خرج موشک‌هایی‌ می‌کند که حماس به در و دیوار میکوبد، در حالی‌ که میدان‌های شهر‌ها به قرون وسطا تبدیل شده اند و گروه گروه و با عجله بیگناه و با گناه را دار میزنند و فشار‌ها و آزار‌های بیمارگونه بنام دین بیداد می کند.
چنین دولت تاریک اندیشی‌ دغدغه برق و روشنایی منازل شهروندان را دارد؟

و پرسش دیگر اینکه بر فرض هم توافق هسته‌ای انجام شد، دولتی که همه نا بسامانی ها، معضلات و جنایت‌ها را به گردن دولت قبلی‌، تندرو ها، جبهه پایداری ها، … می‌اندازد، چه تضمینی وجود دارد حتی پس از توافق نهائی با کشور‌های ۵+۱ ، زیر پا گذاشته شدن تعهدات را طبق معمول به گردن تندرو‌ها نندازند؟ همانطور که وزارت اطلاعات دولت تدبیر و امید زندانیان را مورد یارب و شتم غار داد، اما هیچگاه مسئولیت آن حمله ناجوانمردانه را نپذیرفت!

*****

آب تهران شور شد!
گناه کم آبی را نیاندازید گردن خشکسالی، مقصر اصلی همه دولتهایی اند که بعد از جنگ اداره کشور را بر عهده گرفتند!

یکشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۳

با ادامه گرمای هوا در ایران، مسئله خشکسالی و کمبود آب در کشور روز به روز به مرحله بحرانی تری می رسد. حالا مقامات بلند پایه هم دست به "دعا" برداشته اند و تحرکات خود را برای جلوگیری از یک بحران بی سابقه زیست محیطی آغاز کرده اند …

خبرهای غیررسمی از آماده باش نیروهای انتظامی و امنیتی می رسد که گمان می کنند قطع کامل آب یک بحران اجتماعی در پی داشته باشد.

گزارش کامل در لینک زیر:

http://goo.gl/qtrwE4

صفحه‌ای در فیسبوک منسوب به اسحاق جهانگیری معاون اول دولت حسن روحانی تصویری از بازدید روز گذشته ( ۲۹ شهریور ۱۳۹۳ ) به همراه معصومه ابتکار رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست! همراه با وزیر نیرو، استاندار تهران و جمعی از مسئولان شرکت آب و فاضلاب تهران از سدهای لتیان، لار و ماملو منتشر کرده است. http://j.mp/1sPoiYH

نکته جالب توجه چهره خندان معصومه ابتکار است که به تازگی پسرش علی‌ رغم شعار‌های "مرگ بر آمریکا" برای ادامه تحصیل به آمریکا عزیمت کرده!

شیلا فرهنگ یکی‌ از فعالین سیاسی می‌گوید: "مری تروریست بر روی ویرانه های کشوری که نابودش کردند میخنده، اگر عشق به این سر زمین داشتند باید خاک آنجا را به سر می ریخت و زار زار گریه میکرد! "

چند روز پیش محمد آقازاده با انتشار متنی در فیسبوک نوشت:

❊برای نابودی کشورمان نیاز به صدام ، داعش و دیگر دشمنان رنگارنگ نداریم ، خودمان ، منش مان و خنجری که برای دریدن سینه امروز و فردای کشور بدست گرفتیم و بی محابا فرود می آوریم کافی است

❊گناه کم آبی را نیاندازید گردن خشکسالی، مقصر اصلی همه دولتهایی اند که بعد از جنگ اداره کشور را بر عهده گرفتند، با حفر چاههای عمیق مخالفتی نکردند ، با سدهای سازی های غیر کارشناسانه بجای مدیریت آب آنرا به هدر دادند، کسانی که با کاشت پسته منابع کم آب کرمان را بر باد دادند چه کسانی بودند جز افراد پر نفوذ، سالهاست به ما می گویند بیست و پنج درصد آب تهران در لوله های فرسوده از دست می رود ، با بخشی از غارت بزرگی که در کشور رخ داد می شد این لوله ها را ترمیم و اینمهه آب را صرفه جویی کرد ، هر کس این کار را نکرده جنایت کار است و باید در دادگاه محاکمه شود ، در شرایط کم آبی چرا شهرداری باید دریاچه در اتوبان همت بسازد تا بساز و بفروش ها به سودهای هنگفت برسند، چرا شبکه فاضلاب تهران هنوز شکل نگرفته است تا از پسمانده های آب بدرستی استفاده مجدد شود، لااقل آب دریاچه شهرداری از آن پر شود

❊گمان نکنید ما بی تقصیریم تیشه بر داشته ایم بر ریشه خود می زنیم ،نه تنها در مصرف آب صرفه جویی نمی کنیم ، بلکه شلنگ بر می داریم با آب پر فشارماشین مان ، کف حیات مان را می شوریم ، بجای آنکه با آبپاش درخت و باغچه را آب بدهیم با شلنگ تشنگی را برای خودمان به ارمغان می اوریم ، سهم ما در این خیانت تاریخی به همان اندازه دولتمردان مقصرند ما هم مقصریم ، آنها با امکانات زیادشان و ما با اندک امکانات مان مشغول تخریب یک کشوریم ، اگر ما تغییر کنیم و به دولت فشار بیاوریم تغییر کند جتما این اتفاق می افتد ،

***********
قابل توجه است نیلوفر ابتکار ( مشخص نیست چرا خودش را معصومه و در جای دیگر به آمریکائی ها "مری" نامیده بود ) بجای عذرخواهی از یک عمل فاجعه‌آمیز (اشغال سفارت آمریکا) که با تمام اصول اخلاقی و انسانی و بین‌المللی منافات داشته، همچنان مشغول موجه جلوه دادن رفتار و گفتار خود و هم قطاران‌شان هستند.
در این ویدئو تناقض آشکار اظهارات خانم ابتکار با مستند پخش شده از شبکه آی‌ تی وی‌ در سال ۱۹۷۹ قابل مشاهده است که از شما دعوت می‌کنیم این ویدئو را ببینید.

http://j.mp/1tFa2Gh

وقاحتی که فقط از عهده مقامات جمهوری اسلامی بر می‌‌آید: نگرانی رژیم از وضعیت محیط زیست در غزه!

درحالیکه تخریب محیط زیست در ایران، زندگی هموطنان را در معرض خطر جدی قرار داده و سالانه هزاران قربانی میگیرد، معصومه ابتکار رییس سازمان حفاظت محیط زیست در دولت تدبیر و امید در کنار علی‌ لاریجانی در کنفرانس بین المللی تهران، وضعیت محیط زیست در غزه را مورد بحث قرار دادند.

آیا خانم رئیس قادر هستند برنامه‌های در دست اجرای سازمان محیط زیست در ایران را تشریح نمایندو بگویند جهت مقابله با تخریب محیط زیست در ایران به غیر از صرف صبحانه با محیط بانان در پارک ملی‌ تنگ آباد چه اقدامات موثری انجام داده اند؟؟

http://j.mp/1t2Pkxh

از ایشان باید پرسید آیا برنامه‌ای جهت جلوگیری از نشر فاضلاب به سیستم آب آشامیدنی در دست اجرا دارید؟ راهکار دولت تدبیر و امید و سازمان محیط زیست در مورد بزرگترین بحران کم آبی‌ و بی‌ آبی‌ چیست؟ از ایشان میبایست پرسید چگونه می‌توان با آلودگی‌ آب رودخانه‌ها مقابله کرد

باید از گروگانگیر سابق پرسید برنامه هایی که برای مقابله با خشک شدن دریاچه ارومیه وعده داده بود چیست؟.حسن روحانی نیز البته اولین وعده کمپین انتخاباتی اش نجات دریاچه ارومیه بود!

رئیس سازمان محیط زیست به جای نگرانی برای محیط زیست غزه باید توضیح دهد کدام راه حل را برای جلوگیری از نابودی جنگل‌های ایران در نظر دارد.

ایشان موظف است توضیح دهد آنچه که برای مقابله با آلودگی‌ هوای شهر‌های بزرگ انجام داده، نام ببرد! در مورد دفعه غیر اصولی زباله‌های صنعتی، بیمارستانی و شهری چه کردید؟

***

دولتِ روحانی که وعدهٔ احیای آن‌را داده بود، کاملا خشک شد و به کویر ارومیه تبدیل شد، و ۲.۵ میلیارد دلار بودجه که روحانی هنگام سر دادن شعار‌های انتخاباتی به اعتراف خودش جهت نجات دریاچه ارومیه دریافت کرده مشخص نیست کجا هزینه شده

لطفا این ویدیو را ببینید:

به مردم ایران پاسخ دهید : " دو و نیم میلیارد دلار را کجا هزینه کردید؟ "

http://goo.gl/JgxwNj

 
Leave a comment

Posted by on September 30, 2014 in Uncategorized

 

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

بیانیه بیش از ۱۰۰ تن از معلمان ایران به مناسبت بازگشایی مدارس درمهر ۹۳ درحالی ب…

‫بیانیه بیش از ۱۰۰ تن از معلمان ایران به مناسبت بازگشایی مدارس درمهر ۹۳

درحالی به استقبال مهروبازگشایی مدارس می رویم که نابسامانی‌های‌ آموزش وپرورش درحوزه‌های مختلف، چشم انداز درخشانی را برای معلمان و دانش آموزان به تصویرنمی کشد.

جدای ازمشکلات ساختاری درنظام آموزشی درطی سالهای پس ازانقلاب، ۸ سال بی‌مدیریتی و بی برنامگی درعرصه آموزش دردوره احمدی نژاد، نظام آموزشی را با چالشهای جدید روبروکرده بود و اینک بعداز گذشت یک سال ازحاکمیت حسن روحانی و همفکرانش، درهمچنان برهمان پاشنه می چرخد.
دولت جدیدنه تنها برمشکلات پیشین فائق نیامده است بلکه مشکلات جدیدی را نیزبرحجم مشکلات آموزش عمومی، مشکلات معلمان، دانش آموزان وخانواده‌ها نیزافزوده است.‬


Timeline Photos
بیانیه بیش از ۱۰۰ تن از معلمان ایران به مناسبت بازگشایی مدارس درمهر ۹۳

درحالی به استقبال مهروبازگشایی مدارس می رویم که نابسامانی‌های‌ آموزش وپرورش درحوزه‌های مختلف، چشم انداز درخشانی را برای معلمان و دانش آموزان به تصویرنمی کشد.

جدای ازمشکلات ساختاری درنظام آموزشی درطی سالهای پس ازانقلاب، ۸ سال بی‌مدیریتی و بی برنامگی درعرصه آموزش دردوره احمدی نژاد، نظام آموزشی را با چالشهای جدید روبروکرده بود و اینک بعداز گذشت یک سال ازحاکمیت حسن روحانی و همفکرانش، درهمچنان برهمان پاشنه می چرخد.
دولت جدیدنه تنها برمشکلات پیشین فائق نیامده است بلکه مشکلات جدیدی را نیزبرحجم مشکلات آموزش عمومی، مشکلات معلمان، دانش آموزان وخانواده‌ها نیزافزوده است.

فانی در حالی به احصای مشکلات و دسته‌بندی آنان در آموزش‌وپرورش می‌بالد که حتی یک راهکار عینی و ملموس برای حل تضادهای پیش رو، ارایه نکرده است. مشکلات معیشتی و رفاهی معلمان از قبیل پایین بودن دستمزد، عدم برخورداری از حمایت‌های اجتماعی و فرهنگی همچنان پابرجاست. بیمه تکمیلی ایران به خاطر سوء مدیریت از پرداخت بدهی‌ها امتناع می‌کند، بیمه پایه و تکمیلی فعلی، ناکارآمد و غیر شفاف است و تعهداتش درخور خانواده بزرگ معلمان نیست و در حال حاضر مسأله بیمه درمانی، پیش از گذشته به یک معضل جدی تبدیل شده است، انبوه شکایات و گزارش‌ها در این زمینه خود گواهی بر این اوضاع نابسامان است.
نابسامانی اقتصادی امنیت شغلی معلمان را در سطوح مختلف دچار مشکل نموده است، این عدم امنیت در ابعاد مختلف قابل بررسی است. تعداد زیادی از معلمان رسمی به خاطر مشکلات اقتصادی به شغل دوم روی آورده‌اند و برخی از آنان معلمی را فقط به خاطر برخورداری از حقوق بازنشستگی ادامه می‌دهند. وضعیت معلمان شاغل به‌صورت غیررسمی در بخش دولتی و خصوصی وحشتناک است، حتی تعدادی از آنان با حداقل حقوق 2 سال پیش مشغول به کار هستند. مدیران مدارس خصوصی درحالی‌که از دادن حقوق قانونی طفره می‌روند، هرلحظه می‌توانند این معلمان غیررسمی را اخراج نمایند. در بسیاری از این مدارس یا خبری از بیمه تامین اجتماعی نیست و یا حق بیمه را به‌صورت کامل از معلم دریافت می‌کنند.
مربیان پیش‌دبستانی از حداقل امنیت شغلی برخوردار نیستند، دولت و مجلس با مساله استخدام آنان برخورد سیاسی می‌کند، جدای از آن دستمزد آنان با ساعات کار متناسب نیست، از مزایای حداقلی مانند بیمه تامین اجتماعی برخوردار نیستند و به خاطر خودسری مدیران مراکز پیش‌دبستانی و عدم نظارت دولتی بدون قرارداد مجبور به کار هستند. در طی روزهای اخیر نیز شاهد اعتراضات این دسته از همکاران خود بودیم که دولت از طریق حراست، احضار و تهدید پاسخ آنان را داد.
اما مشکلات نظام آموزشی تنها محدود به معضلات رفاهی و معیشتی معلمان نیست، بلکه قسمت اعظمی از مشکلات مربوط به وضعیت نیروی انسانی و عدم مدیریت آن است. ما در حالی در برخی مناطق و نقاط کشور با کمبود نیروهای متخصص و کیفی روبرو هستیم، که در برخی از ادارات معلمان مجرب به خاطر مازاد نیرو مجبور به کار در بخش غیر مرتبط هستند. نسبت نیروهای ستادی و ناکارآمد در وزارتخانه و نیروهای آموزشی غیرعلمی، ناهماهنگ و هزینه‌بر است. برای نمونه امسال در استان خوزستان نیروهای خدمتگزار (بخش خدمات) مدارس را به‌عنوان معلم پایه اول ابتدایی به کار گرفته‌اند. در یک چنین شرایطی با توجه به آمار غیرواقعی، وزیر از تعدیل نیرو سخن می‌گوید درحالی‌که ما نیازمند به استفاده از نیروهای جدید و حرفه‌ای برای بخش‌های مختلف آموزشی هستیم. به‌عنوان‌مثال ما با استانداردهای جهانی در بخش مشاوره در مدارس و هدایت تحصیلی دانش آموزان فاصله نجومی داریم. در استان تهران بسیاری از کلاس‌ها بالای حد استاندارد با جمعیتی بیش از 33 نفر تشکیل می‌شود که این مساله در مناطق حاشیه‌ای بسیار مشهودتر است.
در کنار مشکلات فوق مساله خصوصی‌سازی آموزش به‌عنوان یک چالش اساسی دیگر در طی یک سال گذشته، آینده آموزش عمومی و رایگان را به مخاطره انداخته است. عزم مصمم دولت برای خصوصی‌سازی در یک سال گذشته، از حوزه آموزش‌وپرورش شروع شده است. خرید خدمات آموزشی از طریق خرید 500 هزار صندلی خالی مدارس خصوصی، دادن بسته‌های حمایتی و تشویقی به سرمایه‌گذاران در بخش آموزش، فروش مدارس با موقعیت تجاری در تهران، دریافت پول تحت عنوان کمک به مدرسه به اشکال مختلف، گسترش مدارس هیات امنایی تحت لوای مشارکت مردمی با هدف تمایزگذاری بین مدارس عادی با هدف زمینه‌سازی برای گرفتن شهریه، گمانه‌زنی برای ورود صاحبان صنایع به حوزه آموزش در مدارس فنی و کار و دانش و … نمونه‌هایی از برنامه دولت برای حذف آموزش عمومی است.
در سایه غلبه نگاه سودمحور دولت به مساله آموزش، آموزش کیفی دچار بحران اساسی شده است. مفاهیم اساسی انسانی در آموزش‌وپرورش ما جایی ندارد، مدرسه محلی برای تمرین همیاری، مشارکت، رشد خلاقیت و دموکراسی نیست. از محتوای کتاب‌ها تا شیوه تدریس معلمان و فضای آموزشی و شیوه مدیریت در مدارس، هیچ‌کدام در پی آموزش کیفی به دانش آموزان نیست. دستورالعمل‌های بوروکراتیک، عدم اختصاص بودجه در حوزه پژوهش، ارزشیابی کمّی و بی‌محتوای معلمان و دانش آموزان، تدوین محتوای آموزشی بدون توجه به نیاز دانش آموزان و نظرات معلمان، به گفتمانی در آموزش عمومی منجر شده است که آن را از محتوای کیفی و انسانی خارج کرده است و تکنیکی و کالایی شدن آموزش یکی از وجوه آن است.
در سایه سیاست‌های فوق و علی‌رغم ادعای مسئولان در سال گذشته شاهد افزایش ترک تحصیل دانش آموزان بودیم. هرچند دولت از ارائه آمار دقیق چون دولت‌های پیشین امتناع می‌کند اما تجربه کاری ما در کلاس‌هایمان مؤید این امر است. بالا رفتن هزینه‌های زندگی و آموزش، خانواده‌های کم‌درآمد و فرزندانشان را به مرحله ترک تحصیل کشانده است. نکته‌ی دیگر اینجاست که بعد از ثبت ترک تحصیل به‌عنوان وضعیت دانش‌آموز، مشاوران مدارس و ادارات اصلا برای چرایی مسأله پیگیری به عمل نمی‌آورند و وضعیت دانش‌آموز را تعقیب نمی‌کنند. در کنار دانش آموزان ترک تحصیلی، امروز مساله کودکان بازمانده از تحصیل نیز یک معضل جدی است. این کودکان اغلب به خاطر فقر اقتصادی و فرهنگی خانواده قادر به رفتن در مدرسه نیستند و اکثریت آن‌ها ارتش کودکان کار را تشکیل می‌دهند. در برخی موارد نیز به خاطر مشکلات ثبت احوالی مانند فقدان شناسنامه یا مغایرت ثبتی از تحصیل محروم می‌شوند. وجود 300 کودک فاقد شناسنامه محروم از تحصیل در شهرستان نیمروز استان سیستان و بلوچستان فاجعه‌ای درخور توجه است. بخش دیگری از این کودکان متعلق به خانواده‌های مهاجر به‌خصوص کودکان افغان هستند که دولت با آن‌ها سلیقه‌ای و سیاسی برخورد می‌کند. به‌عنوان نمونه با شروع ثبت‌نام سال جدید مقرر شد که از آنان شهریه‌ای اخذ نشود اما در آستانه شروع سال تحصیلی خبر از صدور بخشنامه‌ای برای اخذ شهریه 150 هزارتومانی از آنان به گوش می سد.
مشکلات فوق در عرصه آموزش عمومی کشوری که حاکمانش حق تشکل یابی و مشارکت اصناف در سرنوشت خود را محدود به مجوز و سلایق سیاسی جناح‌ها، کرده‌اند امری بدیهی است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که در کشورهایی که به لحاظ توسعه و شاخص آموزشی در رتبه بالاتری قرار دارند اتحادیه‌های صنفی و آموزشی نیز قدرتمند و مؤثر هستند. متأسفانه مساله تشکل یابی معلمان با مشکلات عدیده‌ای روبرو است و دولت کوچک‌ترین حقی برای تشکل یابی مستقل معلمان و سایر اصناف قائل نیست. به‌عنوان نمونه تشکیلات کارگری مستقل در طی سال‌های اخیر به‌صورت قهرآمیز حذف و سرکوب شده‌اند، برخی فعالان صنفی معلمان با زندان‌های طولانی‌مدت، تبعید، توبیخ شده‌اند و اعتراضات پرستاران در نطفه خفه شده است.
دولت روحانی در بدو کار خود، با طرح حمایت از فعالیت تشکل‌های مجوزدار، زمینه برخورد جناحی و باندی با مساله تشکل‌های صنفی معلمان را گشود؛ اما خارج از دولت نیز برخی از سازمان‌ها و انجمن‌هایی که نام معلم را با خود یدک می‌کشند منافع جناحی و سیاسی خود را بر مسایل صنفی و اساسی معلمان ترجیح می‌دهند. نگاهی به اخبار و جهت‌گیری‌ها این گروه‌ها در سایت‌هایشان نشان از جهت‌گیری آنان برای کسب قدرت سیاسی دارد؛ و اگر نگاه به پایین و معلمان دارند با هدف بهره‌برداری از موقعیت معلمان برای لابی در هرم قدرت است. حتی برخی از آنان به پیاده‌نظام دولت تبدیل شده‌اند، حجم پیام تبریک و تسلیت آنان به مقامات وزارتی خود گواه جهت‌گیری این گروه‌هاست. در سایه وجود چنین جریاناتی ما نمی‌توانیم از وجود تشکل مستقل صنفی در ایران سخنی به میان آوریم.
ما به‌عنوان جمعی از معلمان ایران نسبت به آینده آموزش عمومی نگران هستیم و اعتقاد داریم بایستی با توجه به مشکلات پیش رو و مستقل از حاکمیت، خواسته‌هایمان را بیان نماییم و برای تحقق آن‌ها تلاش کنیم؛ و نسبت به تحقق موارد زیر به تمام معلمان، دانش آموزان و خانواده‌ها فراخوان می‌دهیم:
1. با توجه به اعلام منابع رسمی دولت که خط فقر در ایران یک‌میلیون و هشتصد هزار تومان است، حداقل دستمزد هر معلم (رسمی، غیررسمی) بایستی بالای خط فقر باشد.
2. تسریع و تسهیل در پرداخت هزینه‌های درمانی، سازمان‌دهی منظم و مدرن و غیر متزلزل اوضاع بیمه از اولویت‌هاست و دولت باید نسبت به رفع معضلات و تأمین خدمات اجتماعی و بیمه درمانی پایه و تکمیلی اقدام فوری نماید.
3. خصوصی‌سازی آموزش عمومی و رایگان تحت هر عنوان و هر شرایط نقض حقوق اساسی انسانی است و باید متوقف شود.
4. تحصیل حق ابتدایی هر کودک (ایرانی، مهاجر) است و بایستی تمام افراد جامعه تحت پوشش خدمات تحصیل رایگان باشند.
5. آموزش‌وپرورش نیاز به تعدیل نیرو ندارد نیاز به سازمان‌دهی و مدیریت صحیح منابع انسانی دارد.
6. اعتراض، تحصن و پیگیری مطالبات حق تمام معلمان است. ما از اعتراضات روزهای اخیر مربیان پیش‌دبستانی حمایت می‌کنیم و دولت بایستی از تهدید و ارعاب آنان دست بردارد و نسبت به استخدام و احقاق حقوق آنان اقدام فوری به عمل آورد.
7. تبعیض در نظام آموزشی به هر شکل در حق دانش آموزان و معلمان ممنوع است. ازجمله: تبعیض جنسیتی، فرهنگی، دینی، قومیتی و زبانی باید کاملاً حذف گردد.
8. معلمان معترض به سیاست‌های آموزشی بایستی از آزادی و امنیت کامل برای بیان نظرات خود برخوردار باشند و معلمانی که به خاطر بیان عقیده در زندان هستند در اسرع وقت آزاد گردند.
9. تشکل یابی حق معلمان است و این حق نمی‌تواند از سوی دولت‌ها به هر شکل و بهانه‌ای سلب گردد.
10. ما به تمام معلمان برای اتحاد و تشکل یابی مستقل فراخوان می‌دهیم و معتقدیم حل مشکلات آموزش در ایران درگرو اتحاد، همدلی و مشارکت تمام معلمان است و هر جا ضرورت ایجاد کند بایستی با تمام زحمتکشان، پرستاران و کارگران برای تحقق حقوق اساسی و اولیه خود متحد شویم.
به امید جهانی بهتر
همراه با صلح
آزادی و برابری

نکته: این بیانیه جهت جمع آوری امضا توسط جمعی از معلمان تهیه شده است. تمام معلمان رسمی و غیر رسمی شاغل در بخش دولتی و خصوصی و مربیان پیش دبستانی می توانند آن را امضا نمایند. در ضمن هر ایرانی می تواند به عنوان حامی از بیانیه حمایت کند. با امضای خود ما را در پیگیری مطالبات و تحقق آموزش عمومی کیفی، برابر و رایگان یاری نمایید.

شما نیز اگر تمایل دارید از مطالبات امضا کنندگان و آموزش عمومی کیفی، برابر و رایگان حمایت نمایید به آدرس زیر مراجعه نموده و با امضای بیانیه در این گام سهیم باشید.

http://goo.gl/RTMfJI

 
Leave a comment

Posted by on September 29, 2014 in Uncategorized

 

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

The Mistranslation that Saved the Day in the UN General Assembly

The Mistranslation that Saved the Day in the UN General Assembly


Timeline Photos
The Mistranslation that Saved the Day in the UN General Assembly

A huge embarrassment of monumental proportions was avoided at the UN General Assembly on Friday, when the translator of Rouhani's speech, conveniently mistranslated the derogatory Persian word of "Zangi" used to describe black people in a negative way, simply as "madman"!

Right after Rouhani blamed the terrorism and anti-Western feelings in the region today as a reaction to the racism of the West, he went on to say "Certain Intelligence agencies have put the blade in the hand of the drunken Zangi" but the "drunken Zangi" was simply translated as "Madman" by the UN translator. [see 3:59 video below]

"Zangi" is actually a Persian derogatory word used in a negative way to describe black people. It refers to the black slaves from Zanzibar and East Africa. This expression has its origin in Rumi's Mathnavi (book 4, section 53*). A verbatim translation of Rumi's verse is "It is better to put a sword in the hand of an intoxicated negro than "that knowledge" should fall to a worthless fool.“

I can just imagine how the East African delegations and in particular, the members of the Zanzibar delegation in the UN would have reacted, had they understood fully well what Rouhani was referring to! The translator definitely saved the day and avoided a huge diplomatic egg on the face for Rouhani.

In the past, Mohammad Javad Larijani, the head of the Human Rights Council in the Islamic Republic used the nearest thing to the "N" word in Persian, i.e. Kaka Siah, to demean the US president, Barack Obama.

Potkin Azarmehr

Source: Azarmehr.info

http://j.mp/1vjT54A

سخنان نژاد پرستانه مقامات جمهوری اسلامی را محکوم کنیم!

حسن روحانی در اجلاس سران سازمان ملل، در چهارمین دقیقه سخنرانی‌ اش از ترکیب نژادپرستانه «زنگی مست» استفاده کرد و گفت: «برخی از سازمان‌های اطلاعاتی، تیغ را به دست زنگی مست داده‌اند و او نیز همه را از دم تیغ می‌گذراند.»

محمد جواد لاریجانی نیز ۵ سال پیش با انتقاد از سیاست های باراک اوباما گفته بود : " زمانی که اوباما بر سر کار آمد از تعامل و گفتگو با ایران سخن گفت چه شده که امروز این "کاکا سیاه" حرف از تغییر نظام ایران می زند؟! "

معنی‌ «زنگی» در لغتنامه دهخدا: زنگی . [ زَ ] (ص نسبی )منسوب به زنگ . منسوب به قبایل سیاه پوست ساکن افریقای شرقی . زنگباری . سیاه پوست . منسوب به زنگ . مصری . حبشی و مردم سیاه رنگ و مردم بیابانی و وحشی و مردم ابله

منبع: لغتنامه دهخدا

http://goo.gl/NMCM7o

روحانی همچنین در بخشی از سخنانش در سازمان ملل با اشاره به "جهانی‌شدن تروریسم"، گفت: «از نیویورک تا موصل، از دمشق تا بغداد، از شرقی‌ترین تا غربی‌ترین نقطه جهان، از القاعده تا داعش، افراطیون جهان یکدیگر را یافته‌اند و ندا سر داده‌اند که متحد شوید اما آیا ما در برابر افراطیون متحدیم؟»

یکی‌ از کاربران فیسبوک در پاسخ به این سخنان حسن روحانی می‌گوید: شما؟ خودتون سر دسته افراطی‌ها هستیدا احکام قضاییتون و رفتارتون با دگر اندیشان رو یادتون رفته؟ رفتارتون با زنها؟ حصر‌ها غیر قانونی؟! رفتارتون با مخالفین در سال ۵۷ ۶۰ ۶۷؟ نکنه اینها کار داعش بوده؟!
شما فقط منابع مالی گسترده تری دارید و نیروهای سرکوب گر بیشتری دارید نه چیزی بیشتر، و این فرصت دارید که یک کشور بی‌صاحب رو درسته بالا کشیدید و گرنه مشروعیتتون در حدی نیست که با کشوری مذاکره کنید.

دفاع شیخ معتدل از سرکوب و اعدام

http://j.mp/ZS79qk

 
Leave a comment

Posted by on September 28, 2014 in Uncategorized

 

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

«ما بار دیگر با پدیده ای روبرو هستیم كه در دوربین زُل می زند و به مردم دروغ می…


«ما بار دیگر با پدیده ای روبرو هستیم كه در دوربین زُل می زند و به مردم دروغ می گوید.»

ژيلا بنی يعقوب روزنامه نگار و همسر بهمن احمدی امويی روزنامه نگار زندانی می‌گوید:

" اگر احمدی نژاد و جواد لاریجانی بگویند هیچ کس در ایران به خاطر شغل خبرنگاری اش در زندان نیست سرتاپایشان را به لجن می کشیم و عکس دوستان و همکاران روزنامه نگاران مان را به اشتراک می گذاریم که آقای احمدی نژاد!ببینید! اینها خبرنگارند و به خاطر خبرنگاری شان در زندان هستند. اگر آقای روحانی همین را بگوید(که به تازگی در نیویورک گفته) صدایمان در نمی آید. … این معیارهای دوگانه دیگر خیلی خسته ام کرده، آنقدر که حتی دلم نمی خواهد به صورت مصداقی و بیشتر از این در باره اش بحث کنم. چون سالهاست که در همه حوزه ها شاهد این رفتارها هستم"


Timeline Photos
«ما بار دیگر با پدیده ای روبرو هستیم كه در دوربین زُل می زند و به مردم دروغ می گوید.»

سکوت خفقان آور کارمندان بی‌ بی‌ سی‌ و کامبیز حسینی‌ ها و دیگر افرادی که در خارج از کشور از جمهوری اسلامی حمایت میکنند به سخنان آخوند فریبکار حسن روحانی که چشم در چشم و نگاه یک خبرنگار دیگر دوخت و گفت: "گمان نمیکنم که کسی بخاطر ژورنالیست بودن بازداشت و یا زندانی بشود!! " قابل توجه و تعمق است.
ژيلا بنی يعقوب روزنامه نگار و همسر بهمن احمدی امويی روزنامه نگار زندانی می‌گوید:
" اگر احمدی نژاد و جواد لاریجانی بگویند هیچ کس در ایران به خاطر شغل خبرنگاری اش در زندان نیست سرتاپایشان را به لجن می کشیم و عکس دوستان و همکاران روزنامه نگاران مان را به اشتراک می گذاریم که آقای احمدی نژاد!ببینید! اینها خبرنگارند و به خاطر خبرنگاری شان در زندان هستند. اگر آقای روحانی همین را بگوید(که به تازگی در نیویورک گفته) صدایمان در نمی آید. … این معیارهای دوگانه دیگر خیلی خسته ام کرده، آنقدر که حتی دلم نمی خواهد به صورت مصداقی و بیشتر از این در باره اش بحث کنم. چون سالهاست که در همه حوزه ها شاهد این رفتارها هستم"

البته کامبیز حسینی‌ از تریبونی که به مدد مالیات دهندگان آمریکایی در اختیارش گذاشته شده در مورد روحانی فردی که در گذشته "شعار زيبای‌ مرگ بر آمریکا" را وحدت آفرین دانسته بود و امسال نیز پیش از سفر به نیویورک از «غرب» به عنوان «دشمن» یاد کرده ! سکوت خود را شکست و در آخرین برنامه خود به تاریخ جمعه ۴ مهر ۱۳۹۳ به دفاع از رئیس دولت " اعتدال و امید " در مقابل صدا و سیما پرداخت. و به سوال‌های برنامه ٢٠:٣٠ پاسخ داد!

اما کامبیز حسینی‌ به سوال هایی که در صفحه سپیده دم مطرح شده پاسخ نمیدهد که چرا مشاور وزیر دولت "امید و اعتدال" تجاوز ناظم مدرسه را با رضایت کودکان دانست و گفت یک «کشش دو طرفه» وجود داشته است؟

چرا حسن روحانی و محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت بنفش، صدها ميليون زن بی‌ حجاب در دنیا را "بیمار" خطاب کرده اند؟

کامبیز حسینی‌ که گاهی با زبان گیلکی در برنامه خود حرف میزند باید بداند، مردم غیور گیلان زمین در طول تاریخ هزینه گزافی برای مبارزه با حکومت دیکتاتوری پرداخته اند.

آقای کامبیز حسینی‌ آیا می‌دانید از احمد زیدآبادی یکی‌ از روزنامه نگارانی که بر خلاف گفته حسن روحانی که اکنون در زندان‌های جمهوری اسلامی اسیر است نقل شده که درباره زندان اینگونه اظهار نظر کرده‌است:

" زندگی به اندازه‌ای زیباست که همه چیز را می‌توان قربانی آن کرد، مگر شرافت را، که عزیزتر و زیباتر از زندگی است و لایق آنکه زندگی را قربانی آن کرد. این اصل اساسی زندگی من است و هر کس لحظه‌ای در این باره تردید کند هرگز مرا نشناخته‌است. "

آنچه که درد آور و گزنده است آن است هنوز بسیاری در نهایت نا آگاهی کامبیز حسینی را مبارز میدانند و کوچکترین انتقادی را بر ایشان بر نمی تابند، ما با امثال کامبیز حسینی مشکل شخصی نداریم با تفکر و خط سیاسی که ایشان دنبال میکند مشکل داریم. خط سیاسی که از غرب ستیزان و ایران ستیزان حمایت میکند، و مبلغ تفکر جا اندازی جمهوری اسلامی هستند مبارزه میکنیم. ما در یک خط هستیم با آنان که باور به سرنگونی جمهوری اسلامی دارند.

آقای حسینی‌ که می‌گوید پرچم ایران براش اهمیتی ندارد اگر نمیتوانید از حمایت از حسن روحانی و جواد ظریف دست بردارد، به دنبال یک شغل آبرومندانه باشد و نه حمایت از «ایران ستیزان» و «غرب ستیزان» از یک «تریبون غربی»!

چرا که با مروری بر سرنوشت قطب زاده ها، کیانوری ها، آیت‌الله طالقانی ها،… شاید دریابد که آخوندها بارها ثابت کردند که آنها حتی به نزدیک‌ترین یاران و هم پیمانان خود هم رحم نمیکنند و پس از رسیدن به اهداف خود ، مهره‌ها را مانند دستمال کاغذی استفاده شده به سطل‌ آشغال پرتاب خواهند کرد!

این گوی و این میدان!

شیلا فرهنگ
۶ مهر ۱۳۹۳

در پاسخ به افرادی که می‌گویند اپوزیسیون باید با هم متحد باشند باید بگوییم: بر چه اساس افرادی که با دفاع از دولت جمهوری اسلامی، اپوزیسیون را مورد تمسخر قرار میدهند را می‌توان «اپوزیسیون» نامید؟؟؟

لطفا این ویدیو را ببینید قضاوت با شما:

http://goo.gl/Lx4Ybl

یکی‌ از هموطنان نیز قبل از اجرای مصاحبه با آلن ایر در صفحه کامبیز حسینی‌ خواستار مطرح شدن این سوال در برنامه پولتیک شد. و با وجود اینکه سوال هموطن گرامی‌ با استقبال زیاد مواجه شد، کامبیز حسینی‌ ترجیح داد از آلن ایر در مورد تیم فوتبال مورد علاقه اش بپرسد و اینکه آیا آبی‌ است يا قرمز كه مخاطبان برنامه هم به اسرار خيلي مهمي! دست يافتند! سخنگوی فارسی زبان وزارت خارجه آمریکا طرفدار تراكتور است!

آقای عابدی زیر لینک برنامه پلتیک که مهمان آن آلن ایر سخنگوی فارسی زبان وزارت خارجه آمریکا میباشد خطاب به کامبیز حسینی پرسيده بود:

آقای حسینی بجای شکلک درآوردن هم اکنون از ایشان بپرسید آیا خود و دولت و ملت آمریکا را در قبال خیانتی که در سال ۵۷ به ملت بزرگ ایران روا داشتند شرمنده نمیدانند ؟و به ایشان بگویید من و ملت و جوانان مملکتم ۳۶ سال تاوان خود خواهی و خود بزرگ بینی آمریکا را پس میدهیم. بیش از ۱۰ هزار نفر از جوانانمان شهید یا مجروح و یا مفقودالاثرشدند. جوانان زیادی به بهانه‌های مختلف اعدام شدند. جوانان و نخبه‌های زیادی را از دست دادیم. هم اکنون زنان و دختران بی‌شماری به بهانه‌های مختلف در زندان بسر میبرند و مسبب اصلی این ماجراها جیمی کارتررییس جمهور وقت و سران فتنه گر آمریکا می باشند.. شما با براندازی جکومت شاهنشاهی و پادشاهی که غمخوارو دوستدار ملت و مردمش بود و به رآس کار آوردن آخوندی روانی و مجهول الحال فردی بی‌سواد و نادان بنام خمینی جانی و آدم کش خیانتی بزرگ و نا بخشودنی در حق ملت بی‌آزار آن زمان ایران کردید و بدانید آتش این کار دامان شما را نیز خواهد سوزاند!

****

اقرار رونالد ریگان به کمک آمریکا در سقوط پادشاه ایران: این لکه سیاهی در سیاست ماست که باعث سرنگونی شاه شدیم!

رونالد ریگان رییس جهمور پیشین آمریکا: من از سیاست رئیس جمهور کارتر انتقاد میکنم
شاه ایران، راهش از راه مردمش جدا نبوده است. این لکه سیاهی در سیاست ماست که باعث سرنگونی شاه شدیم. کاری که ما با شاه ایران کردیم؛ شرمی برای تاریخ مناسبات سیاسی ماست.

رونالد ریگان علاوه بر اشاره به خدمات شاه در اصلاحات ارضی (کوتاه کردن دست "مالکان بزرگ، اوقاف و ملایان" و ارائه سند مالکیت زمینهای تقسیم شده به کشاورزان ) عنوان میکند و میگوید ما باعث تغییر شرایط شده و حکومت را در دست دیوانه تندرویی قرار دادیم که باعث کشته شدن هزاران ایرانی شده است.

ما، او را که متحد خوبی برای ما، و سختکوش برای مردمش بود، رها کردیم. من به هیچ وجهی قانع نشده ام که او بر علیه مردم خود بود. در عوض حمایت خودمان را از یک فرد روانی متعصب؛ که جان هزاران نفر را با اعدام ها گرفته است، جایگزین کردیم!!

سخنان رونالد ریگان را در لینک زیر در کانال یوتیوب سپیده دم

http://j.mp/YdDVAT

 
Leave a comment

Posted by on September 28, 2014 in Uncategorized

 

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,


Timeline Photos
اگر احمدی نژاد و جواد لاریجانی بگویند هیچ کس در ایران به خاطر شغل خبرنگاری اش در زندان نیست سرتاپایشان را به لجن می کشیم و عکس دوستان و همکاران روزنامه نگاران مان را به اشتراک می گذاریم که آقای احمدی نژاد!ببینید! اینها خبرنگارند و به خاطر خبرنگاری شان در زندان هستند.اگر آقای روحانی همین را بگوید(که به تازگی در نیویورک گفته) صدایمان در نمی آید.
اگر به همفکران ما بگویند جاسوس و فاسد، حتما دروغ گفته اند..اما اگر به دیگران این را نسبت بدهند شاید درست بگویند!…به این می گویند استاندارد دوگانه…این معیارهای دوگانه دیگر خیلی خسته ام کرده، آنقدر که حتی دلم نمی خواهد به صورت مصداقی و بیشتر از این در باره اش بحث کنم.چون سالهاست که در همه حوزه ها شاهد این رفتارها هستم ….

برگرفته از صفحه ژيلا بنی يعقوب روزنامه نگار و همسر بهمن احمدی امويی روزنامه نگار زندانی
پنجم مهر ماه ١٣٩٣

حسن روحانی در مصاحبه با کریستین امانپور "CNN" گفت:
گمان نمیکنم که کسی بخاطر ژورنالیست بودن بازداشت و یا زندانی بشود!!
احمدی نژاد هم ميگفت "ما تو ایران همجنس باز نداریم".

این همان دولتی است که اخيرا سید محمد خاتمی در وصفش گفته است: ما در انتخابات شرکت نکرديم که دوستان ما روی کار بيايند بلکه نظر ما اين بود که روال ها و رويکردهای نادرست اصلاح شود و بحمدالله دولت و رييس جمهوری داريم که رويکرد خوبی دارد!

 
Leave a comment

Posted by on September 27, 2014 in Uncategorized

 

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

 
Follow

Get every new post delivered to your Inbox.

Join 1,611 other followers