RSS

18 Dec


Timeline Photos
حد نصاب ظلم نسبت به خانوادهٔ زندانیان سیاسی چقدر است؟ این همه ظلم به آنها روا شده به خاطر آنکه نمی‌خواهند ولایت مطلقه فقیه را بپذیرند؟

امیررضا (پیمان) عارفی و همسرش در ۲۶ فروردین ۱۳۸۸ به اتهام عضویت در انجمن پادشاهی بازداشت شدند. پسردایی او، آرش رحمانی‌پور نیز همان زمان بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده بود. امیررضا عارفی و آرش رحمانی‌پور با این که ماه‌ها قبل از انتخابات ۱۳۸۸ بازداشت شده بودند، اما در دادگاه‌هایی که پس از انتخابات تشکیل شد اعتراف کردند که در نا آرامی‌‌های انتخابات دست داشته‌اند. امیررضا عارفی بعدتر گفت که در اثر فشار بازجوها و با شرط آزادی همسرش حاضر به شرکت در «دادگاه‌های نمایشی» شده است. به گفته او پسر‌دایی‌اش آرش رحمانی‌پور هم زیر فشار بازجویی و به زور به عضویت در گروه‌های غیرقانونی و اخلال در انتخابات اعتراف کرده بود. آرش رحمانی‌پور در بهمن‌ ۱۳۸۸ اعدام شد.

آیت الله احمد جنتی دبیر ۸۶ ساله شورای نگهبان در بهمن ماه سال ۱۳۸۸ از صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه ایران برای اعدام دو تن از زندانیان سیاسی محاکمه شده پس از انتخابات ریاست جمهوری تشکر و قدردانی کرده و خواستار اعدام‌های بیشتر شده بود …

“ آرش رحمانی پور” که تنها ۱۹ سال سن’ داشت یکی‌ از آن ۲ نفر بود! و “نسرین ستوده” وکیل مدافع این زندانی سیاسی گفته بود از دیدن این همه بی‌قانونی در پرونده‌های موکلانش به ستوه آمده و وقتی نمی‌تواند برای نجات آنها کاری کند ترجیح می‌دهد همراه آنان اعدام شود …

به گفته نسرین ستوده، آرش رحمانی‌پور به این دلیل اتهام خود مبنی بر اخلال در انتخابات را پذیرفت که بازجوها تهدید کرده بودند در صورت عدم پذیرش اتهام، پدرش را بازداشت خواهند کرد. خواهر باردار آرش رحمانی‌پور هم در فروردین ۸۸، همراه با او بازداشت شده بود.

نسرین ستوده در آذر ۱۳۸۸ در مصاحبه‌ای گفته بود آرش‌ رحمانی‌پور اتهام‌های مربوط به عضویت خود در انجمن پادشاهی را به شرط آزادی خواهر باردارش پذیرفته بود.

پیغام تکان دهنده یکی‌ از هم بندی‌های آرش رحمانیپور و فرزاد کمانگر

http://sepidedam.com/6366

امیررضا عارفی هم در همان دادگاه‌ها به اعدام محکوم شده بود اما حکم او در دادگاه تجدید نظر به پانزده سال حبس و تبعید به مسجد سلیمان کاهش یافت. او در زمستان ۱۳۸۹ از زندان اوین به مسجد سلیمان منتقل شد. امیررضا عارفی چندی پیش گفته بود به دلیل مسیر طولانی تهران تا مسجد سلیمان، مادر و همسرش هر سه ماه یک بار موفق به ملاقات با او می‌شوند. امروز مادر و همسر امیررضا عارفی، بعد از ملاقات با او در حادثه رانندگی در جاده اهواز به تهران کشته شدند.

***

مجتبی‌ واحدی روزنامه نگار مقیم آمریکا می‌نویسد:

خبر خیلی کوتاه بود : مادر و همسر مظلوم یک زندانی سیاسی تبعیدی در حال بازگشت از ملاقات چند دقیقه ای با عزیز خود، تصادف کردند و جان باختند! جرم این زندانی آن بوده است که نظامی را که خامنه ای بی همه چیز برای جفظ آن ، همه چیز را زیر پا می گذارد قبول نداشته است. چرم او که به خاطر آن ، علاوه بر تحمل رنج زندان، اکنون باید داغ مادر و همسر را نیز بکشد حق خواهی است و لابد سربلندی خاتمی و دار و دسته اش، آنکه می خواهند این نظام فاسد و آدمکش را حفظ کنند. خاتمی دیروز با آه و ناله فراوان ، گله کرده که از قول او گزارش غلط به خامنه ای می دهند. ببینم برای دل زندانی مظلومی که اکنون در داخل زندان به خود می پیچد هم از همان آهها می کشد و برای تسلانی آنها چیزی خواهد گفت یا این خانواده را هم مانند خانواده ستار بهشتی ، لایق همدردی نمی داند؟ کسانی که میلیونها فخش نثار کیهان کردند که "چرا با زدن یک تیتر دروغ ، مصدق قلابی دوران را روانه بیمارستان کرده " امروز حاضرند از همان حرف ها در مورد خامنه ای بزنند که دو قهرمان واقعی را راهی گورستان کرده است ؟!

***
رامین یزدانی روزنامه نگار مقیم آلمان می‌نویسد:

مقصر کشته شدن همسر و مادر پیمان عارفی، زندانی تبعیدی رژیم خودکامه ی آخوندی، در صحنه ی تصادف از دو رو جمهوری اسلامی می باشد. دلیل اول اینست که اگر سیستم جنایتکار جمهوری اسلامی جوانان مردم را به اتهامات واهی به زندان و شکنجه و تبعید نمی انداخت این افراد لزومی نداشتند در جاده های نا امن درجه سه ی ایران از شهری به شهری برای دیدن عزیزان دربند خود در راه باشند.
دلیل دوم اینست که دزدان حاکم جمهوری اسلامی بجای ساختن جاده های امن، خانه و مسکن، دبستان و دبیرستان ، بیمارستان و درمانگاه پول های مردم را تا جائی که می توانند به جیب می زنند و آنچه باقی ماند را صرف پروژه های گرانقیمت و بیهوده و بی فایده ی نظامی و اتمی می نمایند که سرانجامش بی خانمان شدن، فقر و مرگ و نابودی مردم ستمدیده می باشد.

اگر دلتان به خاطر حال خود و دیگر همنوعانتان میتپد ، اگر یک ذره آزادی ، زندگی بدون دلهره، پیشرفت اجتماعی و خوش نامی در صحنه ی جهانی را خواهانید چاره ای جز سرنگونی این دستگاه جنایتکار ندارید. برای آزادی خود و همنوعانتان بپاخیزید !!!

***

مجتبی‌ سمیع نژاد فعال حقوق بشر در نروژ می‌نویسد:
«همسر (زیبا صادق‌زاده) و مادر پیمان عارفی زندانی تبعید شده به مسجد سلیمان، در راه برگشت از ملاقات پیمان در جاده اهواز به تهران دچار سانحه شدند و متاسفانه جان خود را از دست دادند.»

خبر رو که شنیدم جدای خبر یک چیز دیگه شوکه‌ام کرد، تو ذهن‌ام چرخید که چیزی از این خبر انگار قبلا شنیدم، یک چیز آشنا داشت. رفتم و توی چت‌های قدیمی با زیبا صادق‌‌زاده نگاه کردم… جای گفته بود بهم که «پیمان نمی‌خواد ما بیاییم ملاقاتش، نگران امنیت این راهه»…
برام نوشته که پیمان بهم می‌گه «میترسم اتفاقی تو راه براتون بیوفته و یه عمر بدبخت بشم و دستم به جایی بند نیست آخه آخرین بار سری قبل از عید تصادف کردیم ولی به خیر گذشت»…

آخرش نوشته بود که «اما من هر هفته می‌رم، دل‌ام طاقت نمیاره»…

چه کار کردند این ناقضان حقوق‌بشر؟ می‌فهمند حتا؟ گمان‌ام نیست …

زیبا جان خواب‌ات آرام …

***
معصومه دهقان، همسر عبدالفتاح سلطانی ۶ بعد از ظهر، شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۲ در صفحه فیسبوک خود زمانی‌ که همسرش در زندان به همراه دیگر زندانیان سیاسی دست به اعتصاب غذا زده بود نوشت:

" آقای روحانی! همان مردمی که مشروعیت را از احمدی نژاد گرفتند به شما مشروعیت بخشیدند، حالا همه منتظرند تفاوت رییس جمهور مشروع و نا مشروع را ببینند ….زندانیان بیمار ، کروبی ، موسوی ، تاج زاده ، دانشجو رونقی ، سلطانی و . ….. بیماران رجائی شهر …کارون اهواز ، عادل آباد شیراز و …. همه را آزاد کنید . لجبازی بس است! "

 
Leave a comment

Posted by on December 18, 2013 in Uncategorized

 

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

 
%d bloggers like this: