RSS

خبرنگار نیویورک تایمز در تهران چه می‌کند؟ آیا گزارشش را در خانه تهیه کرده؟ آیا…

25 Apr

‫خبرنگار نیویورک تایمز در تهران چه می‌کند؟ آیا گزارشش را در خانه تهیه کرده؟

آیا حضور خبرنگار یک روزنامه مهم در نزدیکی اوین، نکته‌ای بر گزارش‌هایش افزوده است یا خیر؟ اگر او نمی‌تواند با خانواده‌ی زندانیان یا اسماعیلی صحبت کند چرا در تهران مانده است؟‬


Timeline Photos
سپیده دم : لازم به ذکر است توماس اردبرینک همان خبرنگاری است که در تاریخ ۱ اسفند ۱۳۸۸ گزارشی با آب و تاب فراوان در باره شکست جنبش سبز در مقابل "پرزیدنت احمدی‌نژاد" در تظاهرات ۲۲ بهمن در واشنگتن پست منتشر کرد. همان تظاهراتی که ابراهیم نبوی با طرح ‌” اسب تروا ” جوان ها را به دام بسیجیان انداخت …

گزارش ناقص نیویورک تایمز از حمله به بند ۳۵۰

خبرنگار نیویورک تایمز در تهران چه می‌کند؟ آیا گزارشش را در خانه تهیه کرده؟

۰۵/ارديبهشت/۱۳۹۳- منبع: خودنویس مجید محمدی

آیا حضور خبرنگار یک روزنامه مهم در نزدیکی اوین، نکته‌ای بر گزارش‌هایش افزوده است یا خیر؟ اگر او نمی‌تواند با خانواده‌ی زندانیان یا اسماعیلی صحبت کند چرا در تهران مانده است؟

جمهوری اسلامی علی رغم «مهندسی خبرنگاران خارجی» در ایران و سوق دادن آنها به گزارش‌های «بی خاصیت» (مثل گزارش آن خبرنگار پی بی اس که فقط سری به بازار موبایل در تهران زده بود و تهران را شبیه به نیویورک معرفی کرده بود) همیشه از گزارش‌های رسانه‌های خارجی تحت عنوان تبلیغات رسانه‌های صهیونیستی شکایت کرده است. این شکایات نه به دلیل گزارش حرفه‌ای رویدادهای ایران بلکه انعکاس بخش بسیار کوچکی از دیدگاه‌های منتقدان آن هم در برخی رسانه‌ها بوده است. خبرنگاران رسانه‌های خارجی با حضور ماموران وزارت ارشاد در کنار آنها در لحظه‌ی گزارش، ممنوعیت از رفتن به برخی مناطق، و عدم اجازه در گفتگو با منتقدان و آسیب دیدگان اصولا نمی‌توانند گزارش حرفه‌ای از ایران ارسال کنند.

برای آن که ببینید رسانه‌های خارجی چگونه تحولات ایران را بررسی می‌کنند بد نیست به گزارش ضعیف (از لحاظ حرفه‌ای) روزنامه‌ی نیویورک تایمز از حمله به بند ۳۵۰ اوین (گزارش توماس اردبرینک، ۲۳ آوریل ۲۰۱۴ که تنها مطلب این روزنانه در باب این رویداد است) نگاه کنید. خبرنگار این روزنامه حتی اصل ماجرا را به طور مستقل گزارش نداده است بلکه تغییر رئیس سازمان زندان‌ها را گزارش می‌دهد که نکند مقامی از مقامات جمهوری اسلامی در ایران از وی دلخور شود.

گزارش از داخل ایران به روایت خارج از ایران

گزارش‌گر ساکن ایران این روزنامه وقتی می‌خواهد از رویداد زندان گزارش دهد می‌گوید: «هفته‌ی گذشته بنا به گزارش‌هایی از خارج کشور، بیش از ۳۰ زندانی، برخی از آنها به شکلی جدی، در حمله‌ی محافظان زندان همراه با نیروهای سپاه و وزارت اطلاعات به تعدادی سلول آسیب دیدند». او نمی‌گوید چطور و چگونه آسیب دیدند و میزان آسیب دیدگی چقدر بوده چون این گزارش را در خانه و پای اینترنت با لحاظ محدودیت‌ها نوشته است. همچنین گویی این که این تحول در چند کیلومتری وی رخ نداده گزارش آن را به خارج کشور نسبت می‌دهد تا مبادا مقامات اداره‌ی مطبوعات خارجی از وی ناراحت شده و او را از محل ماموریتش بیرون برانند. اصلا گویی او در تهران نیست و نمی‌تواند با خانواده‌ها تماس بگیرد، به گردهمایی خانواده‌ها در خیابان پاستور برود و طرف دیگر ماجرا را نیز گزارش دهد.

شلختگی در گزارش یا قلب واقعیت

او چند سطر بعد می‌نویسد: «قانون‌گذاران ایرانی خواستار بررسی موضوع شده‌اند.» اما نمی‌گوید فقط ۹ عضو مجلس از میان ۲۹۰ عضو چنین درخواستی را داده‌اند. او عملا با آوردن کلمه به صورت جمع و عدم ذکر تعداد (کمتر از سه درصد) به خواننده‌ی خود القا می‌کند که جمع کثیری از مجلس چنین درخواستی داشته‌اند. عدم ذکر تعداد به خواننده‌ی غربی القا می‌کند که مجلس نمایشی و فرمایشی نظام ولایت فقیه به حقوق شهروندان ایرانی حساس است. مشخص نیست این به شلختگی گزارشگر مربوط می‌شود یا به تلاش وی برای قلب واقعیت.

رپرتاژ آگهی برای قوه‌ی قضاییه

بخش عمده‌ای از مقاله رپرتاژ آگهی سخنان اسماعیلی رئیس سابق سازمان زندان‌ها است (که از تلویزیون دولتی پخش شد) بدون این که اثری از سخنان زندانیان (در نامه‌های خود) یا خانواده‌های زندانیان در مورد واقعه در مطلب وی دیده شود. یک روزنامه‌ی محلی با تیراژ کم در یکی از شهرهای دورافتاده‌ی امریکا چنین خبرنگاری را از کار اخراج می‌کند اما معلوم نیست چرا خوانندگان و تبلیغ دهندگان به نیویورک تایمز باید هزینه‌ی در تهران ماندن و خانه نشینی آقای اِردبرینک را بپردازند. کسی که در هر روستای امریکا نشسته و فارسی بداند می‌توانست گزارش نیویورک تایمز را بهتر از گزارش تامس اردبرینک تهیه کند چون حداقل نامه‌های زندانیان و گزارش‌های خانواده‌های آنها را نیز منعکس می‌کرد.

گزارش خبرنگار نیویورک تایمز در تهران [احتمالا] از خانه‌‌ی وی بدون حتی پا گذاشتن از خانه به بیرون برای صحبت کردن با دو نفر در کوچه و خیابان تهیه شده است. کسی که در خانه نشسته هم می‌تواند ببیند که رئیس سازمان زندان‌ها ارتقای مقام پیدا کرده یا سایت‌های فارسی خارج از کشور چه گزارش‌هایی می‌دهند. (آقای توماس اردبرینک هم احتمالا فیلتر شکن دارد یا وزارت ارشاد از سر مهمان نوازی اینترنت بدون فیلتر به او داده است).

روابط عمومی دستگاه‌های دولتی جمهوری اسلامی

خبرنگار نیویورک تایمز در تهران چه می‌کند؟ به مجموعه‌ی گزارش‌های تامس اردبرینک نگاه کنید و ببینید آیا حضور او در تهران نکته‌ای بر گزارش‌هایش افزوده است یا خیر. اگر او نمی‌تواند برود با خانواده‌ی یکی از زندانیان صحبت کند یا سوالی از رئیس سازمان زندان‌ها در این مورد بپرسد چرا سالانه بیش از صد هزار دلار برای روزنامه هزینه به بار می‌آورد (حقوق، مزایا و هزینه‌های سفر و مترجم). ظاهرا و با تمهیدات جمهوری اسلامی کار خبرنگاران خارجی در ایران این است که روابط عمومی دستگاه‌های دولتی باشند. اگر چنین است چرا باید موسسات آمریکایی این هزینه را بپردازند و بعد جمهوری اسلامی هم در دنیا اعلام کند و پز بدهد که خبرنگاران رسانه‌های خارجی در ایران فعالیت می‌کنند.

خبرنگار نیویورک تایمز به اندازه‌ی یک وبلاگ‌نویس ایرانی با چند ده مخاطب برای دولت ایران ارزش ندارد تا بر او فشاری وارد کند. آیا باور می‌کنید که ستار بهشتی در زندان‌های ایران به خاطر داشتن وبلاگی با چند ده مخاطب کشته می‌شود اما خبرنگار نیویورک تایمز کار حرفه‌ای می‌کند؟ این دروغ را غیر از ویراستاران روزنامه که در دفتر خود نزدیک به برادوی نشسته‌اند (خیابانی که اکثر تماشاخانه‌های نیویورک در آن واقع است) چه کسی باور می‌کند؟ جمهوری اسلامی هم اکثر خبرنگاران داخلی و هم همه‌ی خبرنگاران خارجی را به پادوهای روابط عمومی دستگاه‌ها تقلیل داده است.

اگر خبرنگاران خارجی نمی‌توانند کار حرفه‌ای خود را انجام دهند- که مشخص است نمی‌توانند- کاری شرافتمندانه کنند؛ بساط‌شان را جمع کنند و به کشور خودشان برگردند. در این حال روزنامه‌ی نیویورک تایمز البته دیگر نمایش گزارش‌گر از تهران را باید کنار بگذارد.

چپ‌ها و حقوق بشر در ایران

هنگامی که از بی توجهی رسانه‌های امریکایی و اروپایی به مسائل حقوق بشر در ایران سخن به میان می‌آید گروهی ممکن است این گونه اعتراض‌ها یا نقدها را باور نکنند یا جدی نگیرند اما در رویدادهای مهمی مثل حمله به زندانیان سیاسی و مضروب و مجروح کردن آنها می‌توان توجه و اهمیت دادن به آنها را اندازه گرفت. رسانه‌هایی با گرایش چپ و سوسیالیستی و ضد امپریالیستی که اصولا موارد نقض حقوق بشر در ایران را نادیده می‌گیرند اما حوادث بحرین را هر روز گزارش می‌کنند چون رژیم بحرین متحد امریکاست و رژیم جمهور اسلامی ضد امریکایی است. البته تنها روزنامه‌ای که گزارشی از اصل ماجرا عرضه کرد روزنامه‌ی وال استریت جورنال بود که به زعم ضد امپریالیست‌ها محافظه کار تلقی می‌شود.

گزارش توماس اردبرینک، ۲۳ آوریل ۲۰۱۴ در نیو یورک تایمز:
http://j.mp/1hxoCpg

گزارش توماس اردبرینک در تاریخ ۱ اسفند ۱۳۸۸ در واشنگتن پست:
http://j.mp/1huX6Nv

مقاله مجید محمدی در سایت خودنویس:
http://j.mp/1hxoCph

 
Leave a comment

Posted by on April 25, 2014 in Uncategorized

 

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

 
%d bloggers like this: