RSS

خبر فوری: کاظمینی بروجردی را برای اجرای حکم اعدام به انفرادی منتقل کردند کمیته…

01 Oct

‫خبر فوری: کاظمینی بروجردی را برای اجرای حکم اعدام به انفرادی منتقل کردند

کمیته بین‌المللی علیه اعدام – نماینده کاظمینی بروجردی در خارج کشور امروز خبر داد که ساعاتی پیش او را برای اجرای حکم اعدام برده‌اند. گفته‌شده است که او چند روز قبل از طرف دادگاه روحانیت به اعدام تهدید شده است.‬


Timeline Photos
ترفند هایی که حسن روحانی از اربابان انگلیسی خود آموخته است!

خبر فوری: کاظمینی بروجردی را برای اجرای حکم اعدام به انفرادی منتقل کردند

کمیته بین‌المللی علیه اعدام – نماینده کاظمینی بروجردی در خارج کشور امروز خبر داد که ساعاتی پیش او را برای اجرای حکم اعدام برده‌اند. گفته‌شده است که او چند روز قبل از طرف دادگاه روحانیت به اعدام تهدید شده است.

http://j.mp/1sNB6ES

فعالانی که جهت دفاع از روحانی حقوق میگیرند، می‌گویند اعدام‌ها به دولت ربطی‌ ندارد!

حال می‌خواهیم در مورد چند ترفند که اربابان روحانی به او آموزش داده اند بنویسیم. آیا می‌خواهیم در مورد قوانین مصوب همان حکومت اسلامی که او را به عنوان رئیس جمهور مسؤول و ناظر بر سه قوه شناخته است بنویسیم؟ یا کمی‌ از قوانین نا نوشته صحبت کنیم …

آیا می‌خواهیم در مورد وعده‌های دروغ او پیش از انتخابات که گفته بود: " کاری می‌کنم که همه زندانی‌ها آزاد شوند" برایتان بگوییم که اکنون نه دختران امنیت دارند و نه زندانیان آزاد شدند، بلکه دختران هم مورد مورد ضرب و شتم قرار گرفتند، به مادر دختری که بدليل دفاع از خود در مقابل تجاوز زندانیست گفته‌اند: «فردا می‌توانی جنازه دخترت را تحویل بگیری»، سازندگان ویدیوی “هپی” به ۹۱ ضربه شلاق و از شش ماه تا یکسال حبس تعلیقی محکوم شدند، غنچه قوامی که در بازداشت کوتاه مدتش به سيلی زده شده و بر روی زمين کشيده شده بود و آثار کبودی بر بدن او مشهود بوده است اکنون جرمش «تبلیغ علیه نظام» اعلام شد، …

آیا می‌خواهیم پاسخ‌های روحانی را مرور کنیم که در مورد جوانانی که به ۹۱ ضربه شلاق محکوم شدند گفت: "بازداشت چند جوان در ایران مساله مهمی نیست"

یا پرسش یکی‌ از حضار که از روحانی در نیو یورک پرسیده بود: شما در مراسم شام پارسال گفتید همه ایرانیها بیایند ایران. غنچه قوامی آمد و دستگیر شد و رئیس دولت "تدبیر و امید" پاسخ داده بود: امسال هم بیایید شام!

یا آنجا که گفت گمان نمیکنم که کسی بخاطر ژورنالیست بودن بازداشت و یا زندانی بشود!!

خیر اینبار می‌خواهیم در مورد یک قانون نا نوشته برایتان بگوییم، قانونی‌ که می‌گوید هرگاه دروغ‌های رئیس دولت افشا شد، هرگاه بی‌ کفایتی دولت در سیاست داخلی‌ و یا سیاست خارجی‌ آشکار شد، جهت انحراف افکار عمومی‌ و همچنین ایجاد جو رعب و وحشت ، عده‌ای به اعدام تهدید ششده، عده‌ای دیگر به شلاق و زندان ، ….

می‌توان با اطمینان گفت امسال سفر تبلیغاتی روحانی با شکست مواجه شد چرا که در سازمان ملل دیگر معدود کشور هایی برای شنیدن سخنان فریبکارانه او حضور پیدا کردند، و این بار حتی اصول اولیهٔ سخنرانی‌ هم رعایت نشده بود و رنگ و بوی نژاد پرستی‌ به خود گرفته بود.

این بار به اندازه سال پیش نه مطبوعات غربی به دنبال این بودند که آیا اوباما و روحانی ملاقات می‌کنند یا دست می‌دهند یا چیز دیگر. نه ایرانیان در فضای مجازی!

همچنین نشست وزاری خارجه 1+5 با جمهوری اسلامی در باره هسته ای به دلیل فقدان پیشرفت در روند مذاکرات لغو شد!

این در حالی‌ است که دور جدید مذاکرات هسته‌ای در حالی آغاز شده بود که تنها دو ماه تا پایان ضرب الاجل تعیین شده یعنی ۲۴ ماه نوامبر، برای رسیدن به توافق جامع بر سر برنامه هسته‌ای ایران فرصت باقی مانده است.

و همچنین بسیاری از دروغ‌های آشکار حسن روحانی که توسط معدود روزنامه نگران مستقل و فعالان سیاسی افشا شد

همگی‌ این موضوعات خوراک مناسبی برای بحث در فضای مجازی حول محور بی‌ کفایتی دولت روحانی و نظام اسلامی بود!

اما ناگهان قوه قضایه به کمک دولت شتافت و با اعلام چند حکم قرون وسطایی از جمله تهدید به اعدام ریحانه جباری و آیت‌الله بروجردی ، ۹۱ ضربه شلاق برای سازندگان ویدیو هپی، و اعلام اتهام «تبلیغ علیه نظام» برای غنچه قوامی، … جایی برای نفس کشیدن و بحث در مورد دست آورد سفر روحانی باقی‌ نگذاشت!
ملتی هم که درگیر نجات دادن جان عزیزان خود از چوبه دار باشد، آیا وقتی‌ باقی‌ خواهد ماند که در مورد عملکرد دولت بحث نماید؟ داستان "خردل و سگ" چرچیل را به یاد دارید؟

و جالب اینجاست که فعالان شناخته شده فیس‌بوکی که سابقه لابی گری آنها برای حکومت بر کسی‌ پوشیده نیست، و همانها که چند ماه پیش به دست‌اندرکاران " کمپین جلوگیری از اعدام ریحانه" ایراد میگرفتند که هیاهوی رسانه‌ای راه انداخته اند و باید به فکر مقتول باشند و ملاحظه خانواده کارمند وزارت اطلاعاتی‌ که قصد تجاوز به یک دختر را داشته بکنند، و خواهان لغو اعدام نشوند!

اما اینبار مصلحت نظام ایجاب میکرد، که با هیاهوی رسانه‌‌ای با یک تیر چند نشان بزنند: هم تلاش برای نجات ریحانه را جایگزین بحث پیرامون سفر روحانی و عدم دست آوردش نمایند، هم روزنامه نگاران و فعالان وابسته که با زیر سوال رفتن روحانی ، خودشان و فعالیت‌هایشان در کمپین انتخاباتی روحانی ، نیز نزد افکار عمومی‌ به زیر سوال میرفت، با یک ژست حقوق بشری ، خود را تطهیر نمودند، تا برای ماله کشی‌‌های بعدی آماده باشند! و از طرفی‌ با ایجاد فضای رعب و وحشت، بسیاری از مردم را از بحث سیاسی دور می‌نمایند!

البته پر واضح است که بسیاری از هموطنان عزیز، روحشان از زد و بند‌های پشت پرده و ترفند‌های مقامات جمهوری اسلامی، بی‌ خبر است و صرفاً از روی انسان‌دوستی و دلسوزانه خواهان لغو اعدام ریحانه شدند.

یکی‌ دیگر از تاک تیک‌های نخ نما برای موجه جلوه دادن دولت که از زمان خاتمی بسیار مورد استفاده قرار گرفته است، حمله‌های ظاهری چهره‌های خشن، کریه و بی‌ آبرو به مسئولینی است که اکنون وظیفه خطیر لبخند زدن به دوش آنها گذشته شد. (در آینده در رابطه با این تاکتیک بیشتر توضیح خواهیم داد)

اواخر مرداد ماه گذشته دکتر ملکی‌ فعال حقوق بشر، نویسنده و اولین رئیس دانشگاه تهران بعد از سال ۱۳۵۷ با انتشار یاداشتی تحت عنوان "مار، کبوتر نمی‌زاید؛ ریشه مشکلات کجاست؟" نوشت:

چه می شد، آنها که آگاهانه یا نا آگاهانه با فراموش کردن تجربه های گذشته و علیرغم هشدار دلسوزان دوباره به صندوقهای رأی دل بستند و به کسی که در تمام این ۳۵ سال یکی از عوامل حکومت بود، رأی دادند و پندارگرایانه فکر می کردند روحانی با دیگران تفاوت دارد و به وعده های خود عمل می کند، می اندیشیدند که ریشه اصلی مشکلات از کجاست؟ پس از گذشت یک سال وضع نه تنها بهتر که روز به روز بدتر می شود. از حقوق بشر و وعده های داده شده خبری نیست، زندانها مملو از روزنامه نگاران و دانشجویان دگراندیش است، اعدام ها به وضع وحشتناکی افزایش یافته، رفتار با زندانیان سیاسی بد و بدتر شده، حادثهٔ کم سابقهٔ حمله به بند ۳۵۰ در این دوران اتفاق افتاده و با همهٔ وعده-ها، عاملین این جنایت نه تنها تنبیه نشدند بلکه روز به روز به فشار بر زندانیان بی گناه می افزایند. اثر دخالت ها در عراق و سوریه به نتایج وحشتناکی رسیده و حوادث مرگبار دیگر که مردم ما شاهد آن بودند از جمله به سخره گرفتن حقوق بشر از سوی مقامات عالی کشور، به بازی گرفتن قوانین خودساخته و محکومیت های طولانی مدّت و در این اواخر محکومیت استادان و حمله و هجوم به منزل دکتر رفیعی و اهانت به همسر و دختر ایشان که اینها همه در زمان ریاست جمهوریِ کسی صورت گرفته که وعده ی استقلال دانشگاهها را داده بود. چه می‌شد اگر آن‌ها که به وعده‌های روحانی امید بسته بودند، دست به اعتراض می زدند؟

چه می شد، اگر جناب رئیس جمهور در برابر حکم های بدون حساب و سنگین قضات دادگاه ها به عنوان مسؤول و ناظر بر سه قوه یکبار به این گستاخی قضات و اعمال خلاف و ضد حقوق بشری مأمورین وزارت اطّلاعات و اطّلاعات سپاه و دیگر اطّلاعاتی ها که سرنوشت مردم را در دست گرفته اند اعتراض می کرد و از حق مظلومین دفاع می نمود؟

لطفا این مقاله دکتر ملکی‌ را اگر نخوانده اید، به لینک زیر مراجعه نمائید:

http://j.mp/1qWT1Se

 
Leave a comment

Posted by on October 1, 2014 in Uncategorized

 

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

 
%d bloggers like this: